

کتاب غرور و تعصب | اثر جین آستین | ترجمه رضا رضایی | نشر نی
غرور و تعصب اثر جین آستن یکی از رمانهای کلاسیک ادبیات انگلیسی است که داستان عشق، ازدواج، جایگاه اجتماعی و قضاوت درباره دیگران را در جامعه انگلستان اوایل قرن نوزدهم روایت میکند. محور اصلی داستان الیزابت بنت، دختر دوم خانواده بنت، و فیتزویلیام دارسی، مردی ثروتمند و صاحب جایگاه اجتماعی بالاست.
خانواده بنت پنج دختر دارد و آینده آنها تا حد زیادی به ازدواج مناسب وابسته است؛ زیرا اموال خانواده بهگونهای نیست که پس از مرگ پدر بتواند مستقیماً به دختران منتقل شود. ورود چارلز بینگلی، جوان ثروتمند و مجرد، به منطقه باعث میشود توجه خانواده بنت به ازدواج بیشتر شود. بینگلی خیلی زود به جین بنت، دختر بزرگ خانواده، علاقهمند میشود.
در همین مهمانیها، الیزابت با دارسی آشنا میشود. دارسی در برخوردهای نخست مردی مغرور و سرد به نظر میرسد و رفتار او باعث میشود الیزابت درباره شخصیتش قضاوت منفی پیدا کند. از طرف دیگر، دارسی نیز با وجود علاقهای که به الیزابت پیدا میکند، در ابتدا به دلیل تفاوت جایگاه اجتماعی خانواده بنت با خودش، با احساساتش درگیر است.
الیزابت بنت؛ شخصیتی فراتر از کلیشههای زمان خود
الیزابت برخلاف انتظاری که جامعه از زنان جوان آن دوره دارد، شخصیتی مستقل، صریح و شوخطبع دارد. او حاضر نیست صرفاً به دلیل ثروت یا موقعیت اجتماعی یک مرد با او ازدواج کند. همین ویژگی در روابط او با آقای کالینز نیز دیده میشود؛ مردی که به الیزابت پیشنهاد ازدواج میدهد، اما او این پیشنهاد را نمیپذیرد.
الیزابت در طول داستان با اطلاعات و اتفاقاتی روبهرو میشود که باعث میشوند برداشت اولیهاش از دارسی و برخی دیگر از شخصیتها زیر سؤال برود. او به تدریج متوجه میشود که ممکن است تعصب و قضاوتهای عجولانه خودش نیز در شکلگیری این برداشتها نقش داشته باشد.
رابطهای میان غرور و تعصب
رابطه الیزابت و دارسی هسته اصلی رمان است. هر دو در ابتدای داستان تصویری نادرست یا ناقص از یکدیگر دارند و تغییر این نگاه، بهتدریج و از طریق اتفاقات مختلف داستان شکل میگیرد. عنوان کتاب نیز به همین دو ویژگی اشاره دارد: غرور دارسی و تعصب اولیه الیزابت.
جین آستن در کنار داستان این دو شخصیت، زندگی خانواده بنت و روابط اجتماعی اطراف آنها را نیز با طنزی ظریف به تصویر میکشد. شخصیتهایی مانند مادر الیزابت، خانم بنت، آقای بنت، لیدیا بنت، جین بنت، ویلیام کالینز و جورج ویکهام هرکدام بخشی از داستان را شکل میدهند و از طریق آنها، موضوعاتی مانند ازدواج، پول، طبقه اجتماعی و آبرو مورد توجه قرار میگیرند.
داستانی درباره قضاوت و شناخت
«غرور و تعصب» صرفاً یک داستان عاشقانه نیست. بخش مهمی از جذابیت آن در این است که شخصیتها باید میان برداشت اولیه خود از دیگران و حقیقتی که به مرور آشکار میشود تفاوت بگذارند. الیزابت و دارسی هر دو در طول داستان تغییر میکنند و مجبور میشوند درباره خودشان و دیگری تجدیدنظر کنند.
این رمان نخستین بار در ۱۸۱۳ منتشر شد و همچنان به دلیل شخصیتپردازی، طنز اجتماعی و رابطه پیچیده میان الیزابت و دارسی یکی از آثار شناختهشده جین آستن به شمار میرود.